جواب دامنه کوه در جدول
پاسخ پیشنهادی برای «دامنه کوه در جدول»: کمرکش
اگر تعداد خانههای جدول شما با این پاسخ هماهنگ نبود، گزینههای نزدیک را هم بررسی کنید: دامنه، دامن، سفح، پایکوه و کوهپایه. در جدولهای جغرافیایی، همین خانواده واژگانی بیشترین کاربرد را دارد.
سرنخ «دامنه کوه در جدول» به بخشی از کوه اشاره میکند که از قله پایینتر است و به سمت دشت، دره یا زمینهای کمارتفاع کشیده میشود. در کاربرد جدول کلمات، پاسخ رایج برای این سرنخ کمرکش است؛ بهویژه وقتی سرنخ با «دامنه کوه و تپه» یا مفهومی نزدیک به آن آمده باشد. با این حال، چون این سرنخ یک واژه جغرافیایی عمومی است، پاسخهایی مانند «پایکوه»، «کوهپایه»، «سفح» و «دامنه» نیز ممکن است در جدولهای دیگر درست باشند.
برای حل دقیق، فقط معنی را ملاک نگیرید. تعداد خانهها، حرفهای تقاطعی و سبک جدول اهمیت زیادی دارد. اگر پاسخ شما پنج خانه دارد و سرنخ از دامنه یا بخش میانی کوه حرف میزند، «کمرکش» گزینهای قوی است. اگر منظور پایینترین بخش کوه باشد، «پایکوه» یا «کوهپایه» بهتر مینشیند. اگر جدول ادبی یا کلاسیک باشد، واژه کوتاه «سفح» هم ارزش بررسی دارد.
چرا کمرکش جواب مناسبی است؟
«کمرکش» به ناحیهای از کوه یا تپه گفته میشود که در میانه یا دامنه آن قرار دارد؛ جایی نه کاملا قله است و نه کاملا دشت. این واژه در فارسی برای توصیف شیب، پهلو و قسمت کشیده کوه به کار میرود. به همین دلیل در جدول کلمات، وقتی سرنخ «دامنه کوه» یا «دامنه کوه و تپه» باشد، «کمرکش» یکی از جوابهای طبیعی و پرکاربرد است.
مزیت «کمرکش» برای جدول این است که معنای تصویری روشنی دارد. وقتی به کوه نگاه میکنیم، دامنه آن مثل پهلو یا کمر کوه دیده میشود؛ نه بالاترین نقطه و نه پایینترین بخش. جدولسازها از همین ارتباط معنایی استفاده میکنند و برای سرنخهایی که به پهلو، شیب یا بخش میانی کوه اشاره دارند، این واژه را انتخاب میکنند.
راهنمای سریع: اگر سرنخ شما دقیقا «دامنه کوه» است، اول «کمرکش» را بررسی کنید. اگر خانهها کمتر یا بیشتر است، «سفح»، «دامن»، «دامنه»، «پایکوه» و «کوهپایه» را با حروف تقاطعی بسنجید.
گزینههای جایگزین برای دامنه کوه
در جدولهای مختلف ممکن است یک مفهوم جغرافیایی با چند واژه متفاوت حل شود. تفاوت این واژهها ظریف است، اما اگر آن را بشناسید، سریعتر جواب درست را پیدا میکنید.
- سفح واژهای کوتاه و عربیتبار است که در لغت و جدول به معنی دامنه یا پای کوه میآید.
- راغ در کاربردهای ادبی گاهی به معنی دشت، صحرا یا دامنه سرسبز کوه دیده میشود.
- دامن شکل کوتاه و ادبیتر «دامنه» است و در عبارتهایی مثل «دامن کوه» کاربرد دارد.
- دامنه خود واژه مستقیم سرنخ است و در برخی جدولها ممکن است پاسخ همان کلمه باشد.
- کمرکش پاسخ بسیار مناسب برای دامنه کوه و تپه است.
- پایکوه به بخش پایین کوه و ناحیه اتصال کوه به زمینهای پایینتر اشاره دارد.
- کوهپایه نام رایج نواحی مجاور پای کوه است و بیشتر در متنهای جغرافیایی و توصیفی به کار میرود.
تفاوت کمرکش، پایکوه و کوهپایه
«کمرکش» معمولا بخش میانی یا پهلویی کوه را یادآوری میکند؛ جایی که هنوز شیب دیده میشود و از نظر تصویر ذهنی، در دامنه قرار دارد. «پایکوه» بیشتر به پایین کوه اشاره میکند؛ جایی که کوه به دشت یا زمین هموار میرسد. «کوهپایه» نیز ناحیهای گستردهتر در کنار و پای کوه است و ممکن است شامل آبادیها، زمینهای کشاورزی و مسیرهای عبور هم باشد.
بنابراین اگر سرنخ جدول شما «دامنه کوه» باشد، «کمرکش» مناسب است. اگر سرنخ «پای کوه» یا «زمین پای کوه» باشد، «پایکوه» و «کوهپایه» جلوتر میآیند. اگر سرنخ ادبی باشد و فقط یک واژه کوتاه بخواهد، «سفح» یا «دامن» میتواند جواب باشد.
چطور جواب درست را پیدا کنیم؟
اول تعداد خانهها را بشمارید. اگر سه خانه دارید، «سفح» یا «راغ» را بررسی کنید. اگر چهار خانه دارید، «دامن» یا «حضیض» ممکن است مطرح شود. اگر پنج خانه دارید، «دامنه» و «کمرکش» از گزینههای مهم هستند. اگر شش یا هفت خانه دارید، «پایکوه» و «کوهپایه» را هم در نظر بگیرید.
دوم، به حرف اول دقت کنید. اگر حرف اول «ک» است، «کمرکش» یا «کوهپایه» ممکن است مناسب باشد. اگر حرف اول «پ» است، «پایکوه» گزینه خوبی است. اگر حرف اول «س» است، «سفح» را امتحان کنید. اگر حرف اول «د» است، «دامن» یا «دامنه» به ذهن نزدیکترند.
سوم، به عبارت کامل سرنخ نگاه کنید. اگر نوشته شده «دامنه کوه و تپه»، پاسخ «کمرکش» بسیار محتمل است. اگر نوشته شده «پای کوه»، «پایکوه» یا «کوهپایه» مناسبتر است. اگر سرنخ «پستترین جای کوه» یا «فرود» باشد، واژههایی مثل «حضیض» نیز ممکن است وارد بازی شوند.
نکته حل جدول: «دامنه» و «کمرکش» هر دو میتوانند با مفهوم دامنه کوه ارتباط داشته باشند، اما یکی مستقیمتر و دیگری جدولیتر است. اگر جدول شما به دنبال مترادف باشد، کمرکش را جدیتر بگیرید؛ اگر پاسخ تکرار خود واژه مانعی ندارد، دامنه را هم بسنجید.
معنی دامنه کوه به زبان ساده
دامنه کوه بخشی از کوه است که بین قله و پایین کوه قرار میگیرد. این بخش میتواند شیب تند یا ملایم داشته باشد و در طبیعت معمولا محل رویش گیاهان، مسیر چشمهها، راههای کوهنوردی یا آبادیهای کوچک است. در گفتار روزمره، وقتی میگوییم «روستا در دامنه کوه قرار دارد»، منظور این است که آن روستا در پایین یا پهلوی کوه و در ناحیهای شیبدار یا نزدیک به کوه ساخته شده است.
در جدول کلمات، همین مفهوم ساده با واژههای کوتاهتر یا ادبیتر بیان میشود. به همین دلیل ممکن است به جای «دامنه کوه»، پاسخ «کمرکش» یا «سفح» خواسته شود. جدولها اغلب از واژههایی استفاده میکنند که در گفتار روزانه کمتر شنیده میشوند، اما در لغت و ادبیات معنای دقیق دارند.
واژه سفح در جدول چه زمانی میآید؟
«سفح» واژهای کوتاه است و در بسیاری از لغتنامهها به معنی دامنه، پای کوه یا بخش فرودست کوه آمده است. چون سه حرف دارد، برای جدولهای فشرده و خانههای کم بسیار مناسب است. اگر سرنخ شما «دامنه کوه» است و فقط سه خانه دارید، «سفح» یکی از بهترین گزینههاست.
این واژه نسبت به «کمرکش» رسمیتر و ادبیتر است. در جدولهای عمومی ممکن است کمتر به ذهن برسد، اما طراحان جدولهای کلاسیک از آن استقبال میکنند؛ چون کوتاه است و حروف آن امکان تقاطع خوبی با واژههای دیگر میدهد.
پایکوه و کوهپایه چه تفاوتی دارند؟
«پایکوه» از دو بخش «پای» و «کوه» ساخته شده و مستقیم به پایین کوه اشاره میکند. این واژه برای جایی مناسب است که دامنه به زمین پایینتر میرسد. «کوهپایه» هم از نظر معنا نزدیک است، اما بیشتر برای ناحیهای گستردهتر در کنار کوه استفاده میشود. مثلا میگوییم روستاهای کوهپایهای، یعنی روستاهایی که در پای کوهستان یا نزدیک دامنهها قرار دارند.
اگر جدول شما به دنبال یک اصطلاح جغرافیایی روشن باشد، «کوهپایه» پاسخ خوبی است. اگر سرنخ کوتاهتر و جدولیتر باشد، «پایکوه» یا «سفح» میتواند مناسبتر باشد. اگر اشاره به پهلو یا بخش میانی کوه باشد، باز هم «کمرکش» از همه نزدیکتر میشود.
اشتباههای رایج در این سرنخ
اولین اشتباه این است که حلکننده فقط «دامنه» را بنویسد، چون همان واژه در سرنخ آمده است. در بعضی جدولها این کار درست است، اما بسیاری از جدولها مترادف میخواهند نه تکرار مستقیم سرنخ. به همین دلیل باید «کمرکش»، «سفح»، «پایکوه» و «کوهپایه» را هم بررسی کنید.
اشتباه دوم، یکی دانستن همه بخشهای کوه است. قله، دامنه، پایکوه و کوهپایه هرکدام معنای جداگانهای دارند. قله بالاترین نقطه است، دامنه بخش شیبدار میان بالا و پایین است، پایکوه پایینترین بخش کنار کوه است و کوهپایه ناحیهای گستردهتر در اطراف پای کوه محسوب میشود.
اشتباه سوم، بیتوجهی به لحن جدول است. اگر جدول ساده و روزمره باشد، احتمال «کمرکش» و «کوهپایه» بیشتر است. اگر جدول ادبی یا لغوی باشد، «سفح»، «راغ» و «حضیض» هم باید در ذهن شما باشند. این تفاوت سبک، گاهی به اندازه تعداد خانهها مهم است.
چند نمونه کاربرد برای تشخیص بهتر
اگر در جملهای بخوانید «گلهها در کمرکش کوه دیده میشدند»، تصویر ذهنی شما از دامنه و پهلوی کوه ساخته میشود. اگر بخوانید «روستا در کوهپایه قرار دارد»، منظور ناحیهای نزدیک پای کوه است. اگر بخوانید «راه از سفح کوه آغاز شد»، با یک تعبیر ادبیتر برای پای یا دامنه کوه روبهرو هستید.
همین مثالها به حل جدول کمک میکنند. جدولساز ممکن است به جای تعریف مستقیم، از تصویر یا کاربرد واژه استفاده کند. پس اگر سرنخ به «محل عبور در پهلوی کوه»، «دامنه تپه»، «پای کوه» یا «بخش پایین کوه» اشاره داشت، باید گزینههای این خانواده را کنار هم بگذارید.
پرسشهای متداول
جواب دامنه کوه در جدول چیست؟
پاسخ پیشنهادی و رایج «کمرکش» است. با این حال، بسته به تعداد خانهها، «سفح»، «دامن»، «دامنه»، «پایکوه» و «کوهپایه» هم میتوانند درست باشند.
اگر جواب سهحرفی باشد چه بنویسیم؟
برای جواب سهحرفی، «سفح» گزینه بسیار مهمی است. «راغ» هم در برخی کاربردهای ادبی میتواند با مفهوم دامنه سرسبز کوه ارتباط داشته باشد.
اگر جواب پنجحرفی باشد کدام گزینه بهتر است؟
برای پنج خانه، «کمرکش» و «دامنه» را بررسی کنید. انتخاب نهایی به حروف تقاطعی و شکل دقیق سرنخ بستگی دارد.
کوهپایه همان دامنه کوه است؟
کوهپایه با دامنه کوه نزدیک است، اما دقیقا یکی نیست. کوهپایه بیشتر به ناحیه پای کوه و اطراف آن گفته میشود، در حالی که دامنه بخش شیبدار کوه را هم شامل میشود.
جمعبندی
برای «دامنه کوه در جدول»، جواب پیشنهادی کمرکش است. اگر تعداد خانهها یا حروف تقاطعی با آن هماهنگ نبود، سراغ گزینههای نزدیک بروید: «سفح» برای خانههای کوتاه، «دامن» و «دامنه» برای پاسخهای سادهتر، «پایکوه» برای پای کوه و «کوهپایه» برای ناحیه مجاور کوه. با شمارش خانهها و توجه به سبک سرنخ، پاسخ درست خیلی سریعتر مشخص میشود.