پرش به محتوای اصلی

هم معنی کلمه ناچار واژه نادار است

۴ دقیقه مطالعه

جمله «هم معنی کلمه ناچار واژه نادار است» نادرست است. این دو واژه از نظر ظاهر شبیه هم‌اند، چون هر دو با «نا» شروع می‌شوند، اما معنی آن‌ها یکی نیست. «ناچار» یعنی مجبور یا بی‌چاره و «نادار» یعنی فقیر یا بی‌پول.

پاسخ کوتاه: نادرست است. «ناچار» هم‌معنی «نادار» نیست. ناچار یعنی مجبور، ناگزیر و بی‌چاره؛ اما نادار یعنی فقیر، تنگدست و بی‌چیز.

آیا ناچار و نادار هم‌معنی هستند؟

خیر. ناچار و نادار هم‌معنی نیستند. «ناچار» درباره نداشتن راه حل یا مجبور بودن به کار می‌رود، اما «نادار» درباره نداشتن مال و دارایی است. پس اگر در سؤال درست یا نادرست آمده باشد، باید گزینه «نادرست» را انتخاب کنیم.

ناچار

یعنی کسی که چاره‌ای ندارد، مجبور است یا راه دیگری پیش روی او نیست.

نادار

یعنی کسی که مال و دارایی ندارد، فقیر است یا در تنگدستی زندگی می‌کند.

معنی کلمه ناچار

ناچار یعنی مجبور، ناگزیر، بی‌اختیار یا کسی که چاره‌ای ندارد. وقتی می‌گوییم «ناچار شدم»، یعنی راه دیگری نداشتم و مجبور شدم کاری را انجام بدهم.

مجبور ناگزیر بی‌چاره درمانده بی‌اختیار

معنی کلمه نادار

نادار یعنی کسی که دارایی، پول یا امکانات کافی ندارد. این واژه به وضعیت مالی و اقتصادی مربوط است، نه به مجبور بودن یا نداشتن راه چاره.

فقیر بی‌پول بی‌چیز تنگدست مستمند

فرق ناچار و نادار با مثال

برای اینکه تفاوت این دو واژه بهتر روشن شود، به جمله‌ها دقت کنید. در جمله‌های مربوط به «ناچار»، شخص مجبور است کاری انجام دهد. در جمله‌های مربوط به «نادار»، شخص دارایی یا پول کافی ندارد.

به خاطر باران شدید، ناچار شدیم در خانه بمانیم.
وقتی اتوبوس نیامد، ناچار شدم پیاده بروم.
مرد نادار برای خانواده‌اش غذا تهیه کرد.
دانش‌آموزان به افراد نادار کمک کردند.

چرا این دو کلمه اشتباه گرفته می‌شوند؟

چون هر دو با پیشوند «نا» آغاز می‌شوند. پیشوند «نا» در بسیاری از واژه‌ها معنی منفی می‌سازد؛ مثل نادرست، ناآرام، نادان و نامهربان. اما بخش دوم کلمه معنی اصلی را مشخص می‌کند. در «ناچار»، بخش اصلی «چاره» است؛ یعنی راه حل. در «نادار»، بخش اصلی «دار» است؛ یعنی داشتن و دارایی.

نا + چار

یعنی بی‌چاره یا بی‌راه‌حل؛ کسی که چاره‌ای ندارد.

نا + دار

یعنی بی‌دارایی؛ کسی که مال و ثروت ندارد.

نکته امتحانی

اگر سؤال بپرسد: «هم معنی کلمه ناچار واژه نادار است.» پاسخ: نادرست.

هم‌معنی ناچار: مجبور، ناگزیر، بی‌چاره.

هم‌معنی نادار: فقیر، بی‌چیز، تنگدست.

تله سؤال: شبیه بودن شکل دو کلمه دلیل هم‌معنی بودن آن‌ها نیست.

جمله‌سازی برای یادگیری بهتر

با جمله‌سازی می‌توان معنی هر واژه را بهتر به خاطر سپرد:

جمله با ناچار

علی ناچار شد تکلیفش را دوباره بنویسد.

جمله با ناچار

ما به دلیل بسته بودن راه، ناچار برگشتیم.

جمله با نادار

او به خانواده‌های نادار کمک می‌کرد.

جمله با نادار

مرد نادار با تلاش و امید زندگی خود را بهتر کرد.

کدام کلمه را در جای خالی بگذاریم؟

اگر جمله درباره مجبور شدن باشد، «ناچار» درست است. اگر جمله درباره فقیر بودن یا نداشتن مال باشد، «نادار» درست است.

مثال: «به دلیل بیماری، او ناچار شد استراحت کند.» در این جمله ناچار درست است، چون درباره مجبور شدن صحبت می‌کنیم.

مثال: «مرد نادار به کمک مردم نیاز داشت.» در این جمله نادار درست است، چون درباره تنگدستی صحبت می‌کنیم.

جمع‌بندی

جمله «هم معنی کلمه ناچار واژه نادار است» نادرست است. ناچار یعنی مجبور، ناگزیر یا کسی که چاره‌ای ندارد؛ اما نادار یعنی فقیر، بی‌پول یا کسی که دارایی ندارد. بنابراین این دو واژه از نظر معنی تفاوت دارند و نباید در سؤال‌های هم‌معنی به جای هم نوشته شوند.

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.