پرش به محتوای اصلی

معنی کلمه تعب

۴ دقیقه مطالعه

کلمه «تعب» در فارسی به معنی رنج، سختی، مشقت، خستگی و ماندگی است. این واژه ریشه عربی دارد و بیشتر در متن‌های رسمی، ادبی، دینی و آموزشی دیده می‌شود. در فارسی امروز، به جای تعب معمولاً کلمه‌های ساده‌تری مثل رنج، زحمت و خستگی به کار می‌رود.

معنی کلمه تعب: رنج، سختی، مشقت، خستگی و ماندگی. تعب یعنی حالتی از زحمت و فرسودگی جسمی یا روحی که بر اثر کار، گرفتاری یا سختی پدید می‌آید.

معنی ساده تعب

اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، تعب یعنی خستگی و رنج. وقتی کسی کار سختی انجام داده، راه دشواری پیموده یا مدت زیادی با مشکل و گرفتاری روبه‌رو بوده است، می‌توان گفت دچار تعب شده یا رنج و تعب کشیده است.

رنج سختی خستگی ماندگی مشقت متضاد: آسایش متضاد: راحتی

تلفظ کلمه تعب

تلفظ این واژه «تَعَب» است؛ یعنی ت و ع هر دو با فتحه خوانده می‌شوند. در فارسی، بیشتر آن را در ترکیب‌هایی مثل «رنج و تعب»، «عنا و تعب» یا «تعب فراوان» می‌بینیم.

تلفظ ساده: تَعَب. معنی کوتاه: رنج و خستگی.

مترادف‌های تعب

برای معنی کردن تعب، می‌توانید از چند واژه نزدیک استفاده کنید. انتخاب بهترین مترادف به جمله بستگی دارد.

رنج

مهم‌ترین و ساده‌ترین معنی تعب.

خستگی

وقتی تعب درباره فرسودگی جسمی یا روحی باشد.

سختی

برای بیان دشواری و فشار کار یا زندگی.

مشقت

واژه‌ای رسمی‌تر و نزدیک به تعب.

زحمت

وقتی تعب نتیجه کار و تلاش دشوار باشد.

محنت

در متن‌های ادبی به معنی رنج و گرفتاری.

متضاد تعب چیست؟

متضاد تعب، واژه‌هایی مثل آسایش، راحتی، استراحت و آرامش است. تعب با سختی و خستگی همراه است، اما آسایش یعنی دور بودن از رنج و زحمت.

تعب در فارسی و عربی

تعب در عربی به معنی خستگی و رنج است و در فارسی هم تقریباً با همین معنی به کار رفته است. در فارسی، این واژه بیشتر حالت ادبی یا رسمی دارد و در گفتار روزمره معمولاً به جای آن می‌گوییم خستگی، سختی یا رنج.

در فارسی

بیشتر در متن‌های ادبی، رسمی و آموزشی؛ مثل رنج و تعب.

در عربی

به معنی خستگی و رنج؛ در کاربرد روزمره عربی هم رایج است.

تفاوت تعب و تعبیر

تعب و تعبیر از نظر ظاهر شبیه‌اند، اما معنی و ریشه آن‌ها متفاوت است. تعب یعنی رنج و خستگی؛ اما تعبیر یعنی تفسیر، معنی کردن یا بیان مفهوم چیزی، مثل تعبیر خواب.

تعب

رنج، خستگی، سختی، مشقت.

تعبیر

تفسیر، معنی کردن، توضیح دادن مفهوم.

جمله‌سازی با تعب

پس از یک روز کار سخت، تعب زیادی در بدنم احساس می‌کردم.
او برای رسیدن به هدف خود رنج و تعب فراوان کشید.
مسافران پس از راه طولانی دچار تعب و خستگی شدند.
در راه دانش، گاهی باید سختی و تعب را تحمل کرد.
استراحت پس از تعب، شیرین‌تر به نظر می‌رسد.

کاربردهای رایج تعب

رنج و تعب

ترکیبی رایج برای بیان سختی فراوان.

تحمل تعب

یعنی پذیرفتن و پشت سر گذاشتن سختی و خستگی.

تعب فراوان

یعنی رنج و خستگی بسیار.

بی‌تعب

یعنی بدون رنج و زحمت؛ البته این ترکیب کمتر رایج است.

نکته امتحانی

پاسخ کوتاه: تعب یعنی رنج، سختی، خستگی و مشقت.

متضاد: آسایش، راحتی، استراحت.

اشتباه نکنید: تعب با تعبیر فرق دارد؛ تعبیر یعنی تفسیر و معنی کردن.

جمع‌بندی

معنی کلمه تعب، رنج، سختی، مشقت، خستگی و ماندگی است. این واژه در فارسی بیشتر در متن‌های رسمی و ادبی دیده می‌شود و با کلماتی مثل زحمت، محنت، مرارت و مشقت هم‌معنی است. تعب را نباید با تعبیر اشتباه گرفت؛ تعب یعنی رنج و خستگی، اما تعبیر یعنی تفسیر و توضیح معنی.

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.