پرش به محتوای اصلی

معنی کلمه develop

۵ دقیقه مطالعه

کلمه انگلیسی develop یکی از فعل‌های پرکاربرد زبان انگلیسی است و بسته به جمله، چند معنی فارسی متفاوت دارد. مفهوم اصلی آن «تغییر کردن یا تغییر دادن به سمت رشد، پیشرفت، کامل‌تر شدن یا شکل گرفتن» است.

معنی کلمه develop: توسعه دادن، توسعه یافتن، رشد کردن، پرورش دادن، گسترش دادن، ایجاد کردن، شکل گرفتن، مبتلا شدن و در عکاسی «ظاهر کردن عکس». رایج‌ترین معنی آن توسعه دادن / رشد کردن است.

تلفظ develop

تلفظ رایج develop به صورت /dɪˈveləp/ است و در فارسی می‌توان آن را تقریباً «دیوِلَپ» خواند. تکیه اصلی روی بخش دوم کلمه است: de-VEL-op.

واژه: develop نقش: فعل تلفظ: دیوِلَپ معنی پایه: رشد و توسعه

معنی‌های اصلی develop

برای ترجمه درست develop باید به جمله نگاه کنید. این فعل هم می‌تواند لازم باشد، یعنی بدون مفعول بیاید، و هم متعدی باشد، یعنی مفعول بگیرد.

وقتی لازم است

یعنی رشد کردن، توسعه یافتن، شکل گرفتن، پیشرفت کردن یا به‌تدریج ایجاد شدن. مثال: یک شهر، رابطه، مهارت یا مشکل می‌تواند develop کند.

وقتی متعدی است

یعنی توسعه دادن، پرورش دادن، ایجاد کردن، گسترش دادن یا ساختن چیزی. مثال: یک شرکت می‌تواند محصول جدیدی را develop کند.

ترجمه‌های رایج develop

در فارسی، بسته به متن، می‌توانید از این ترجمه‌ها استفاده کنید:

توسعه دادن توسعه یافتن رشد کردن پرورش دادن گسترش دادن ایجاد کردن شکل گرفتن پیشرفت کردن مبتلا شدن ظاهر کردن عکس

مثلاً در جمله‌های اقتصادی، معمولاً «توسعه دادن» یا «توسعه یافتن» مناسب است. در جمله‌های مربوط به کودک، گیاه، مهارت یا بدن، «رشد کردن» و «پرورش دادن» طبیعی‌تر است. در جمله‌های پزشکی، develop گاهی یعنی «دچار شدن» یا «مبتلا شدن».

مثال‌های مهم با develop

They want to develop new products.

آن‌ها می‌خواهند محصولات جدیدی توسعه دهند / تولید کنند.

Children develop quickly in the first years.

کودکان در سال‌های نخست زندگی سریع رشد می‌کنند.

She developed a strong interest in music.

او به موسیقی علاقه زیادی پیدا کرد / در او علاقه‌ای قوی به موسیقی شکل گرفت.

He developed a fever last night.

او دیشب دچار تب شد.

The photographer developed the film.

عکاس فیلم را ظاهر کرد.

develop در نقش‌های مختلف

develop در انگلیسی می‌تواند هم درباره چیزهای بیرونی باشد، هم درباره تغییرهای درونی. برای مثال یک کشور توسعه می‌یابد، یک برنامه نرم‌افزاری توسعه داده می‌شود، یک ایده شکل می‌گیرد، یک بیماری بروز می‌کند و یک عکس ظاهر می‌شود.

  • اقتصاد و کشور: توسعه یافتن یا توسعه دادن.
  • مهارت و استعداد: پرورش دادن یا رشد دادن.
  • نرم‌افزار و محصول: ساختن، طراحی کردن، توسعه دادن.
  • پزشکی: دچار شدن یا مبتلا شدن.
  • عکاسی قدیمی: ظاهر کردن فیلم یا عکس.

شکل‌های مهم develop

developed

گذشته فعل یا صفت: توسعه‌یافته، رشدکرده، پیشرفته. مثال: developed countries یعنی کشورهای توسعه‌یافته.

developing

اسم مصدر یا صفت: در حال توسعه، در حال رشد. مثال: developing countries یعنی کشورهای در حال توسعه.

development

اسم: توسعه، رشد، پیشرفت، تحول. مثال: economic development یعنی توسعه اقتصادی.

developer

اسم: توسعه‌دهنده، سازنده یا برنامه‌نویس. در فناوری، software developer یعنی توسعه‌دهنده نرم‌افزار.

مترادف‌های انگلیسی develop

مترادف مناسب به معنی جمله بستگی دارد. چند واژه نزدیک:

grow expand improve evolve advance create build form produce

متضادهای انگلیسی develop

متضادها هم به معنی جمله بستگی دارند. چند گزینه رایج:

decline regress shrink reduce destroy weaken

تفاوت develop با grow و improve

grow بیشتر یعنی بزرگ شدن یا رشد طبیعی، مثل رشد کودک، گیاه یا تعداد مشتریان. improve یعنی بهتر شدن یا بهتر کردن چیزی که از قبل وجود دارد. اما develop معمولاً گسترده‌تر است و می‌تواند به رشد، ساخت، تکامل، شکل‌گیری و توسعه مرحله‌به‌مرحله اشاره کند.

برای مثال اگر بگوییم develop a skill، یعنی مهارتی را به‌تدریج پرورش دادن. اگر بگوییم improve a skill، یعنی مهارتی را بهتر کردن. اگر بگوییم a child grows، بیشتر روی بزرگ شدن طبیعی کودک تأکید داریم.

اشتباه‌های رایج در ترجمه develop

بعضی زبان‌آموزان develop را همیشه «توسعه دادن» ترجمه می‌کنند، در حالی که این ترجمه در همه جمله‌ها طبیعی نیست. مثلاً develop a fever را نباید «توسعه دادن تب» ترجمه کرد؛ معنی درست آن «دچار تب شدن» است. همچنین develop an idea می‌تواند «پروراندن یک ایده» یا «بسط دادن یک ایده» باشد.

نکته کاربردی: اگر بعد از develop یک کشور، پروژه، محصول یا برنامه بیاید، «توسعه دادن/یافتن» معمولاً مناسب است. اگر بیماری یا نشانه بیماری بیاید، «دچار شدن» بهتر است.

پاسخ کوتاه برای تکلیف

اگر فقط یک پاسخ خلاصه می‌خواهید، این جمله کافی است:

develop یعنی توسعه دادن یا توسعه یافتن، رشد کردن، پرورش دادن، ایجاد کردن و شکل گرفتن؛ در پزشکی گاهی یعنی دچار شدن و در عکاسی یعنی ظاهر کردن عکس.

جمع‌بندی

معنی کلمه develop در فارسی بسته به جمله تغییر می‌کند، اما مفهوم اصلی آن رشد، پیشرفت و شکل‌گیری تدریجی است. مهم‌ترین ترجمه‌های آن «توسعه دادن»، «توسعه یافتن»، «رشد کردن»، «پرورش دادن»، «ایجاد کردن» و «شکل گرفتن» هستند. برای ترجمه درست، حتماً به اسم بعد از develop و موضوع جمله توجه کنید.

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.