«ملول» واژهای ادبی و درسی است که برای توصیف حالتی از خستگی روحی، بیحوصلگی، دلزدگی، دلتنگی یا اندوه به کار میرود. این کلمه را در متنهای فارسی، بهویژه هنگام توضیح حال شنونده یا خواننده، زیاد میبینیم.
معنی کلمه ملول: خسته، بیحوصله، دلزده، آزرده، دلتنگ، اندوهگین و بهستوهآمده. در جمله درسی «مستمع ملول گردد»، ملول یعنی شنونده خسته و بیحوصله شود.
تلفظ و معنی ساده ملول
تلفظ رایج این واژه «مَلول» است. ملول یک صفت است؛ یعنی حال شخص یا دل را توصیف میکند. وقتی میگوییم «او ملول است»، یعنی دلتنگ، آزرده، خسته یا بیحوصله است.
معنیهای اصلی ملول
ملول بسته به جمله میتواند کمی به خستگی، کمی به اندوه و کمی به دلزدگی نزدیک شود. برای فهم بهتر، این دو کاربرد را جدا ببینید:
ملول یعنی خسته و بیحوصله
وقتی کسی از سخن طولانی، کار تکراری یا وضعی ناخوشایند خسته و دلزده میشود.
ملول یعنی دلتنگ و اندوهگین
وقتی کسی از نظر روحی گرفته، ناراحت، افسرده یا آزردهخاطر است.
مترادفهای ملول
برای ملول میتوان از چند هممعنی نزدیک استفاده کرد. انتخاب بهترین مترادف به جمله بستگی دارد:
در پاسخ کوتاه مدرسهای، «خسته»، «بیحوصله»، «دلتنگ» و «اندوهگین» از همه مناسبترند. در متنهای ادبی، «آزرده»، «مکدر» و «نژند» هم معنی خوبی میدهند.
متضاد ملول چیست؟
متضاد ملول، واژههایی است که شادی، نشاط و علاقه را نشان میدهند:
پاسخ کوتاه امتحانی: ملول یعنی خسته، بیحوصله، دلتنگ و آزرده؛ متضاد آن شاد و بانشاط است.
فرق ملول و ملال
«ملال» و «ملول» به هم نزدیکاند، اما نقش و کاربردشان فرق دارد. ملال اسم است و خودِ حالت بیحوصلگی، دلتنگی یا اندوه را نشان میدهد. ملول صفت است و به شخص یا دلی گفته میشود که دچار ملال شده است.
ملال
اسم است؛ یعنی اندوه، دلتنگی، بیحوصلگی یا آزردگی. مثال: «ملال در دلش نشست.»
ملول
صفت است؛ یعنی کسی که دلتنگ، بیحوصله یا آزرده شده است. مثال: «او از سخن طولانی ملول شد.»
ملول در جمله «مستمع ملول گردد»
در عبارت «چنان نکند که مستمع ملول گردد»، منظور این است که گوینده نباید آنقدر سخن را طولانی، تکراری یا خستهکننده کند که شنونده بیحوصله و دلزده شود. در اینجا «مستمع» یعنی شنونده و «ملول گردد» یعنی خسته و بیحوصله شود.
پس اگر در آزمون فارسی این عبارت آمده باشد، معنی مناسب ملول معمولاً «خسته» یا «بیحوصله» است، نه «معلول» و نه «عصبانی».
کاربرد ملول در متنهای ادبی
در ادبیات فارسی، ملول اغلب برای دل یا انسان به کار میرود؛ مثل «دل ملول»، «جان ملول»، «خاطر ملول» یا «دوست ملول». این ترکیبها حالتی از گرفتگی، آزردگی، دلتنگی یا خستگی روحی را نشان میدهند.
ملول واژهای رسمیتر از «بیحوصله» است. در گفتوگوی روزمره شاید بگوییم «حوصلهام سر رفته»، اما در متن ادبی میتوان نوشت «دلم ملول است».
ترکیبهای رایج با ملول
- دل ملول: دل گرفته، دلتنگ و اندوهگین.
- خاطر ملول: ذهن یا دل آزرده و ناراحت.
- ملول شدن: خسته، بیحوصله یا دلزده شدن.
- ملول گشتن: همان ملول شدن؛ کاربردی ادبیتر.
- ملول کردن: کسی را خسته، بیحوصله یا آزرده کردن.
جملهسازی با کلمه ملول
چند نمونه جمله ساده و کاربردی:
پاسخ کوتاه برای تکلیف
اگر فقط یک پاسخ کوتاه برای دفتر یا امتحان میخواهید، این جمله مناسب است:
ملول یعنی خسته، بیحوصله، دلزده، دلتنگ، آزرده و اندوهگین؛ در عبارت «مستمع ملول گردد» یعنی شنونده خسته شود.
نکتههای سریع
- ملول یک صفت است.
- ملال اسم حالت است و ملول صفت شخص دچار آن حالت.
- در متنهای درسی، ملول اغلب یعنی خسته یا بیحوصله.
- متضاد ملول، شاد، سرحال و بانشاط است.
- ملول در متنهای ادبی از «بیحوصله» رسمیتر و شاعرانهتر است.
جمعبندی
معنی کلمه ملول، خسته، بیحوصله، دلزده، آزرده، دلتنگ، اندوهگین و بهستوهآمده است. در جمله درسی «مستمع ملول گردد»، معنی مناسب آن «شنونده خسته و بیحوصله شود» است. ملول با ملال فرق دارد: ملال اسم حالت اندوه و بیحوصلگی است، اما ملول صفت کسی است که دچار آن حالت شده است. متضادهای مهم آن شاد، بانشاط، سرحال و مشتاق هستند.