درماندگی در جدول

5 دقیقه مطالعه

درماندگی در جدول

جواب کوتاه: عجز

برای سرنخ «درماندگی» در جدول، پاسخ کوتاه و رایج «عجز» است. اگر تعداد خانه ها بیشتر باشد، «استیصال»، «بیچارگی»، «ناتوانی»، «واماندگی»، «خذلان» و «اضطرار» را هم بررسی کنید.

درماندگی یعنی از کار افتادن در برابر مشکل، ناتوان شدن از چاره جویی، گرفتار ماندن در وضعی سخت یا احساس اینکه راهی برای بیرون آمدن از مشکل وجود ندارد. در جدول کلمات، این معنی می تواند با چند واژه مختلف پاسخ داده شود. اگر طراح دنبال یک جواب کوتاه باشد، «عجز» معمولاً بهترین گزینه است. اگر لحن سرنخ رسمی تر یا ادبی تر باشد، «خذلان» و «استیصال» هم جدی می شوند.

عجز خذلان استیصال بیچارگی ناتوانی واماندگی اضطرار نومیدی

چرا «عجز» جواب رایج است؟

«عجز» به معنی ناتوانی، درماندگی و نداشتن قدرت انجام کاری است. این واژه کوتاه است و در جدول ها بسیار کاربرد دارد، چون با سه حرف می تواند معنای سنگینی مثل درماندگی را منتقل کند. اگر خانه های جدول کم است و حروف تقاطعی به «ع»، «ج» یا «ز» می رسند، «عجز» را اول امتحان کنید.

در بسیاری از سرنخ ها، «عجز و درماندگی» کنار هم می آیند. این همراهی نشان می دهد که طراح جدول گاهی این دو را تقریباً هم معنی می گیرد. پس اگر سرنخ فقط «درماندگی» است و هیچ نشانه دیگری در کار نیست، «عجز» پاسخ سریع و عملی خوبی است.

چه زمانی «خذلان» جواب می شود؟

«خذلان» واژه ای رسمی تر و عربی تر است و در معنی درماندگی، بی یاری، واگذاشتگی، خواری و محروم ماندن از کمک به کار می رود. این کلمه در جدول های واژگانی و ادبی بسیار مناسب است، به ویژه وقتی سرنخ تنها معنای روانی و عمومی درماندگی را نمی خواهد، بلکه حس «بی یار ماندن» یا «فروگذاشته شدن» هم در آن وجود دارد.

اگر جدول شما خانه های بیشتری دارد و از تقاطع ها حرف هایی مثل «خ»، «ذ»، «ل» یا «ا» به دست آمده، «خذلان» را جدی بگیرید. این پاسخ برای جدول های سطح بالاتر از «عجز» ادبی تر است و ممکن است در کنار سرنخ هایی مثل خواری، بی یاری، درماندگی و سستی هم دیده شود.

استیصال و بیچارگی

«استیصال» به حالتی گفته می شود که فرد از پیدا کردن راه حل عاجز شده و احساس می کند دیگر چاره ای ندارد. این واژه برای درماندگی شدید بسیار مناسب است. اگر سرنخ جدول حال و هوای رسمی دارد، یا اگر عبارت هایی مثل «بیچارگی و درماندگی» یا «عجز و درماندگی» آمده، «استیصال» یکی از گزینه های اصلی است.

«بیچارگی» ساده تر و روزمره تر است. وقتی کسی در وضعی گیر می کند و راهی برای حل مشکل نمی بیند، می گوییم دچار بیچارگی شده است. این واژه از نظر معنی به درماندگی بسیار نزدیک است، اما طولانی تر است و بیشتر وقتی به کار می آید که خانه های جدول اجازه بدهند.

ناتوانی، واماندگی و اضطرار

«ناتوانی» روی نبود توان و قدرت تاکید دارد. اگر درماندگی در سرنخ به ضعف، بی قدرتی یا نداشتن امکان انجام کار اشاره کند، ناتوانی می تواند پاسخ خوبی باشد. «واماندگی» بیشتر حس عقب ماندن، از پا افتادن و بازماندن از ادامه مسیر را می رساند. این واژه برای درماندگی همراه با خستگی یا فرسودگی مناسب تر است.

«اضطرار» یعنی ناچاری و قرار گرفتن در موقعیتی که فرد چاره ای جز یک کار خاص ندارد. اگر سرنخ جدول معنای درماندگی را با اجبار، ناچاری یا موقعیت سخت پیوند داده باشد، «اضطرار» را بررسی کنید. این واژه همیشه مترادف مستقیم درماندگی نیست، اما در جدول ها به خانواده معنایی آن نزدیک می شود.

نکته حل جدول: اگر پاسخ کوتاه می خواهید، «عجز» را اول بنویسید. اگر جدول ادبی تر است یا نشانه بی یاری دارد، «خذلان» محتمل تر می شود. برای معنای بیچارگی شدید، «استیصال» گزینه قوی است.

راهنمای سریع با حروف تقاطعی

  • شروع با ع: «عجز» یا «عاجزی» را بررسی کنید.
  • شروع با خ: «خذلان» گزینه مهمی است.
  • شروع با ا: «استیصال» یا «اضطرار» می تواند جواب باشد.
  • شروع با ب: «بیچارگی» را در نظر بگیرید.
  • شروع با ن: «ناتوانی» یا «نومیدی» را امتحان کنید.
  • شروع با و: «واماندگی» پاسخ مناسبی برای خانه های بیشتر است.

درماندگی با درمانده فرق دارد

اگر سرنخ «درماندگی» باشد، پاسخ باید یک اسم حالت باشد؛ مثل عجز، استیصال یا بیچارگی. اما اگر سرنخ «درمانده» باشد، جواب می تواند صفت یا نام شخص باشد؛ مثل عاجز، مضطر، بینوا، بیچاره یا ناتوان. این تفاوت کوچک در جدول خیلی مهم است، چون ممکن است حل کننده معنای درست را بداند اما قالب دستوری پاسخ را اشتباه انتخاب کند.

پس قبل از نوشتن جواب، به پایان سرنخ دقت کنید. «درماندگی» با پسوند «گی» یک حالت یا وضعیت را نشان می دهد، اما «درمانده» صفت فرد یا چیزی است که در آن وضعیت قرار گرفته است. همین نکته میان «عجز» و «عاجز» یا میان «بیچارگی» و «بیچاره» تفاوت می گذارد.

جمع بندی

جواب پیشنهادی برای «درماندگی در جدول» در حالت کوتاه و رایج «عجز» است. اگر حروف تقاطعی یا تعداد خانه ها با آن هماهنگ نبود، «خذلان»، «استیصال»، «بیچارگی»، «ناتوانی»، «واماندگی»، «اضطرار»، «لاعلاجی» و «نومیدی» را بررسی کنید. هرکدام از این واژه ها به بخشی از معنای درماندگی نزدیک می شوند.

خلاصه کاربردی این است: «عجز» جواب اول برای سرنخ کوتاه، «خذلان» پاسخ رسمی و ادبی، «استیصال» برای درماندگی شدید، «بیچارگی» برای معنای عمومی، و «ناتوانی» یا «واماندگی» برای حالتی است که فرد توان ادامه یا حل مسئله را از دست داده باشد.

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.