پرش به محتوای اصلی

معنی کلمه قائد

۵ دقیقه مطالعه

«قائد» واژه‌ای عربی است که در فارسی بیشتر در متن‌های رسمی، دینی، تاریخی و ادبی دیده می‌شود. این کلمه با مفهوم هدایت کردن و جلوتر از گروه حرکت کردن ارتباط دارد و معمولاً برای شخصی به کار می‌رود که دیگران را رهبری یا راهنمایی می‌کند.

معنی کلمه قائد: رهبر، پیشوا، راهبر، جلودار، پیشرو و فرمانده. در پاسخ کوتاه درسی، بهترین معنی برای قائد معمولاً رهبر و پیشوا است.

تلفظ و ریشه کلمه قائد

تلفظ این واژه «قائِد» است؛ یعنی روی بخش پایانی کلمه، کسره شنیده می‌شود. قائد از ریشه عربی «قود» می‌آید که با هدایت کردن، جلو بردن و راهبری ارتباط دارد. به همین دلیل معنی اصلی آن به کسی برمی‌گردد که مسیر را نشان می‌دهد یا گروهی را دنبال خود می‌برد.

نوشتار: قائد تلفظ: قائِد ریشه: قود معنی اصلی: رهبر

معنی ساده قائد

اگر بخواهیم قائد را ساده معنی کنیم، باید بگوییم: «کسی که جلوتر از دیگران حرکت می‌کند و آن‌ها را هدایت می‌کند». این شخص ممکن است رهبر یک گروه، پیشوای یک جریان، فرمانده یک سپاه یا راهنمای کسانی باشد که به دنبال او حرکت می‌کنند.

در فارسی امروز، واژه «رهبر» از همه ساده‌تر و آشناتر است. واژه «قائد» رسمی‌تر و عربی‌تر است و معمولاً در متن‌های ادبی، تاریخی، مذهبی یا سیاسی به کار می‌رود.

معنی رایج

رهبر، پیشوا، راهنما، راهبر و کسی که گروهی را هدایت می‌کند.

معنی قدیمی یا رسمی

فرمانده، سردار، جلودار سپاه یا کسی که در جایگاه هدایت و فرماندهی قرار دارد.

مترادف‌های قائد

برای کلمه قائد، چند هم‌معنی مناسب وجود دارد. بسته به جمله می‌توانید یکی از این واژه‌ها را انتخاب کنید:

رهبر پیشوا راهبر راهنما جلودار پیشرو فرمانده سردار زعیم هادی

در میان این مترادف‌ها، «رهبر» و «پیشوا» برای بیشتر تکلیف‌های مدرسه‌ای مناسب‌ترند. «زعیم» و «هادی» رسمی‌تر و عربی‌تر هستند و «فرمانده» بیشتر در فضای نظامی به کار می‌رود.

متضاد قائد چیست؟

متضاد قائد، واژه‌هایی است که به کسی اشاره می‌کنند که هدایت نمی‌کند، بلکه از دیگری پیروی می‌کند. برای نمونه:

پیرو تابع فرمان‌بردار دنباله‌رو مأموم مرید

پاسخ کوتاه امتحانی: قائد یعنی رهبر و پیشوا؛ متضاد آن می‌تواند پیرو یا تابع باشد.

فرق قائد و قاعد

قائد و قاعد از نظر نوشتار و معنی با هم فرق دارند و نباید آن‌ها را جابه‌جا نوشت. «قائد» با «ئ» نوشته می‌شود و به معنی رهبر و پیشواست. اما «قاعد» با «ع» نوشته می‌شود و از ریشه‌ای دیگر می‌آید؛ معنی آن در فارسی و عربی بیشتر به نشستن، بازماندن یا نشسته بودن مربوط است.

قائد

یعنی رهبر، پیشوا، راهبر و فرمانده. مثال: «قائد دانا، مردم را به راه درست راهنمایی می‌کند.»

قاعد

یعنی نشسته، بازمانده یا کسی که از حرکت و اقدام بازایستاده است. مثال: «قاعد» با «قائد» هم‌معنی نیست.

برای به خاطر سپردن، می‌توان گفت: قائد کسی است که «قافله را هدایت می‌کند»، اما قاعد به نشستن و ماندن نزدیک است.

کاربرد قائد در عربی و فارسی

در زبان عربی، قائد کاربرد گسترده‌ای دارد و برای رهبر، فرمانده یا کسی که چیزی را هدایت می‌کند به کار می‌رود. مثلاً «قائد الجیش» یعنی فرمانده سپاه. در فارسی، این واژه کمتر از «رهبر» به کار می‌رود، اما در متن‌های تاریخی، مذهبی و رسمی دیده می‌شود.

در فارسی ممکن است قائد را در لقب‌ها، متن‌های عربی‌مآب، نوشته‌های تاریخی یا بحث‌های مربوط به رهبری و فرماندهی ببینید. اگر متن عمومی و امروزی باشد، معمولاً «رهبر» یا «فرمانده» روان‌تر از «قائد» است.

قائد در جمله‌های درسی

وقتی در متن درسی با واژه قائد روبه‌رو می‌شوید، ابتدا ببینید آیا جمله درباره هدایت، فرماندهی، حرکت گروه یا پیروی مردم از کسی است یا نه. اگر چنین باشد، معنی «رهبر» یا «پیشوا» مناسب است.

  • اگر جمله درباره سپاه یا جنگ باشد، «فرمانده» معنی مناسب‌تری است.
  • اگر جمله درباره مردم، گروه یا جامعه باشد، «رهبر» یا «پیشوا» بهتر است.
  • اگر جمله درباره راه و مسیر باشد، «راهنما» یا «راهبر» هم می‌تواند درست باشد.

جمله‌سازی با کلمه قائد

برای جمله‌سازی، بهتر است قائد را در جمله‌هایی رسمی یا ادبی به کار ببرید. چند نمونه:

قائد دانا، مردم را با خرد و مهربانی راهنمایی می‌کند.
سربازان به فرمان قائد خود آماده حرکت شدند.
در این متن، قائد به معنی رهبر و پیشوا آمده است.
هر جامعه‌ای به قائدی آگاه و درستکار نیاز دارد.
قائد کاروان، مسیر درست را به همراهان نشان داد.

پاسخ کوتاه برای تکلیف

اگر فقط یک پاسخ کوتاه برای دفتر یا امتحان می‌خواهید، این جمله مناسب است:

قائد یعنی رهبر، پیشوا، راهبر، جلودار یا فرمانده؛ کسی که دیگران را هدایت می‌کند.

نکته‌های سریع

  • قائد با «ئ» به معنی رهبر و پیشواست.
  • قاعد با «ع» واژه دیگری است و معنی آن با قائد فرق دارد.
  • در متن‌های نظامی، قائد می‌تواند به معنی فرمانده باشد.
  • در متن‌های عمومی، ساده‌ترین معادل قائد «رهبر» است.
  • متضادهای مناسب آن «پیرو»، «تابع» و «دنباله‌رو» هستند.

جمع‌بندی

معنی کلمه قائد، رهبر، پیشوا، راهبر، جلودار و فرمانده است. این واژه عربی است و در فارسی بیشتر در متن‌های رسمی، ادبی، تاریخی و دینی به کار می‌رود. مترادف‌های مهم آن «رهبر»، «پیشوا»، «راهنما» و «فرمانده» هستند و متضادهای آن «پیرو»، «تابع» و «دنباله‌رو» به شمار می‌آیند. همچنین باید آن را با «قاعد» اشتباه نگرفت؛ قائد یعنی رهبر، اما قاعد به نشستن یا بازماندن مربوط است.

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.